
"غصه داری از این که نمی تونی آزاد و رها باشی و اون طور که دلت می خواد زندگی کنی همیشه یه چیزی هست که دست و بالت رو بند می کنه دلت می خواد همه آزاد و بدون وابستگی به هم زندگی کنن از این که چیزی بهت تحمیل بشه عصبانی می شی و غصه می خوری دوست داری مثل مولکول های هوا، آزاد و در کنار هم باشید" این غصه اساسی همه انسان هاست. برای مثال، در دوران مجردی، با پدر و مادر به مشکل برخورد می کنیم. می گیم ازدواج کنیم، به آزادی می رسیم. ازدواج می کنیم، اسیر همسر و فرزند می شیم. بعد می گیم خوش به حال شما که مجرید. غافل از این که وقتی مجرد بودیم همین ما بودیم که می خواستیم ...
ادامه مطلب